اس ام اس جوک و سرکاری خنده دار
.
.
.
انتقاد تلخ و شیرین
چند روزی هست که من خاطرات مرو ننوشتم.
چون وقت نکردم.
ولی امروز میخوام در مورد جامعه امروزی خودم از دیدگاه خودم حرف بزنم.
خوب همه با موضوعات سیاسی اخیر آشنایی دارن.
من برام مهم نیست وبلاگم فیلتر بشه یا نشه.
من حرف خودم رو با توجه به اون چیزی که خودم به نتیجه رسیدم میزینم.
خوب یه سری از دوستان به دلیل اینکه بقیه نزدیکانشون طرف یک جهت سیاسی خاص هستن اونا هم همون جهت رو پیش میگیرن.
اولآ من میخوام شما رو به فکر کردن و تجزیه و تحلیل کردن دعوت کنم.
اگر چه تمامی نزدیکان من با من موافق هستن ولی من برای پیروی ار یک جهت سیاسی یا غیر سیاسی دلیل و مدارک خودم رو دارم که با ارائه اون ها هم خودم رو راضی نگه داشتم وهم میتونم در صورتی که فرد مقابل بحث منت افراطی برحورد نکند اون رو هم راضیب کنم.
اولآ صدا و سیما رو بی خیال شین.
اگه مثل من هم ماهواره ندارین و فکر میکنین شاید تو اون هم افراط باشه اونم بی خیال.
الان جامعه ما همه احساسی برخورد میکنن و کمتر کسی با عقلش پیش میره.
تهمت و دروغ زیاد شده.
پس تو چنین جامعه ای باید حواست باشه که سرت رو کلاه نذارن.
شما بیاین در یک لحظه در نظرتون بگیرین که واقآ صدا و سیما واقعیت رو بیان میکنه.
با عقلتون جور در میاد.
یه یک بار تو یکی از تضاهرات ها فقط شرکت کنین و یه گوشه وایسن و نیگاه کنین.
آیا چیزی که میبینین با چیزی که تلوزیون خونتون نشون میده یکی هست؟
شمایی که ادعای دین میکنی و میگی به امام خمینی و امام حسین بی حرمتی شده گوش کن.
آیا تو 22 بهمن و ددیگر اعیاد حماسی کشور تا حالا ندیدی که عکس امام بیوفته زمین یا پاره شده باشه؟
آیا فکر نمیکنی چرا فقط عکس پاره شده خالی از صدا و سیما پخش شد؟
آیا فکر نمیکنی چرا به آزادی خواهان(از نگاه شما اختشاش گران) چرا مجوز یه راهپیمایی برای طرفداری از امام خمینی داده نشد؟
آیا غیر از این هستش که داری گول میخوری؟
آیا امام حسین واسه این شهید شد که امسال شما بعد از چند سال از اون واقعه فقط بفهمن که باید بزنن تو سرشون؟آیا واسه چیزهای دیگهع شهید نشد؟
آیا زدن ناموس مردم و پخش کردن فیلم ناموس مکردم از تلوزیون حرمت شکنی نیست؟
آیا در برابر انتقاد باتوم بالا آوردن حرمت شکنی نیست؟
آیا حرمت شکنی یعنی اینکه افرادی که برای دفاع از جونشون چند تا وسیله رو آتیش زدن رو متهم کنیم؟
آیا اونی که تمام صورتش داره به خاطر اشک آور نباید برای نجات خودش وسیله ای رو آتیش بزنه؟
شما ها کدومتون اسینا رو درک میکنین؟
شما که میرین راهپیمایی بهتون ساندیس و ساندویچ میدن ولی به ما چیزی جز اشک آور و باتوم نمیرسه.
حالا قضاوت با شماست.
آیا به نظرتون حق کدوم طرفه.
فعلآ...
ارتباط رنگ چشم و شخصیت انسان
از دیرزمان روانشناسان بسیاری از خصوصیات روحی فرد را از حالات چشمان او بیان می کردند. بطور مثال وقتی نوجوان شما در حال صحبت راجع به موضوعی به چشمان شما نگاه نمی کند یعنی خیلی با شما رو راست نیست، چرا که حسی که از نیروی درونی شما سرچشمه می گیرد و در نگاهتان نمایان می شود به او خواهد گفت که همه چیز را می دانید! بنابراین چشم ها منعکس کننده احساسات ما هستند و به نوعی پنجره ای است که دیگران با نگاه به آن قادرند افکار ما را بخوانند. اما ماجرا به همین جا ختم نمی شود!
وضعیت عنبیه ی چشم گویای چگونگی سلامتی هر فرد است، که حتی به دلیل اهمیت و وسعت این بخش، رشته ای تحت عنوان عنبیه شناسی نیز ایجاد شده است. در این رشته به شناخت عنبیه، مردمک و سفیدی چشم می پردازند. محققان این رشته با بررسی علمی و ناحیه بندی این نقاط، به معیارها و نمودارهایی دست یافتند که با مقایسه ی آنها در هرفرد ارتباط اسرار و تنوع چشم را با تمام اعضای بدن و تفاوتهای آن در افراد را نشان می دهد.
همچنین رنگ چشم ها خود نمایان کننده ی شخصیت و توانایی های متفاوت در هر فرد است.
رنگ ها:
میزان و نوع رنگینه های عنبیه چشم در هر فرد ریشه در عوامل ارثی و انحصاری آن شخص دارد. اکثر رنگ چشم انسان شامل، مشکی، قهوه ای، آبی، سبز است که مخلوطی از آنها رنگهای فرعی دیگر را تشکیل می دهد. تفاوت این رنگها بسته به نژاد هر فرد دارد، بطوریکه آسیایی ها و بومی های آمریکایی بیشتر مشکی و فندقی هستند، و در مقابل رنگ چشم اروپایی ها بیشتر آبی، سبز و رنگهای روشن است که از قدیم به نسل های آینده آنها منتقل شده است.
بارزترین صفات و ویژگیهای هر فرد طبق رنگ چشم آن به این صورت است که رنگ قهوه ای نشان زیرکی و باهوشی، رنگ آبی و سبز نشان شرارت و بدجنسی است! وسعت ارتباط رنگ چشم با شخصیت انسان و اهمیت آن، محققین را بر آن داشت تا مطالعات عمیق تری را در این مورد انجام بدهند. طبق این تحقیقات، کسانی که رنگ چشم آنها تیره است، در زمینه های اجتماعی فعال تر، عاطفی و حساس و عصبی تر از افراد چشم روشن هستند.
مقایسه چشم های آبی با قهوه ای
طبق تحقیقاتی که از سی سال پیش به نتیجه رسیده ا ست، افرادی که چشم های قهوه ای دارند در زمینه های ورزشهایی پر تحرک مثل بستکتبال، فوتبال،... استعدادی بیشتری دارند و بالعکس چشم آبی ها در ورزشهای ملایم و تمرکزی مثل گلف، شطرنج،... مستعد تر هستند. در نتیجه ی این مطالعات ثابت شده است که افرادی که رنگ چشم آن ها مشکی، قهوه ای پررنگ است به نسبت چشم روشن ها در تکاپو و جنبش بیشتری هستند و آرام و قرار ندارند.
افراد چشم تیره در مقابل عوامل محرک دیداری و شنیداری واکنش بیشتری را نشان می دهد.
همانطور که در قبل اشاره شد چشم های روشن در زمینه هایی که نیاز به برنامه ریزی، تمرکز، تعمق و طرح ریزی دارند، فعال تر هستند. حتی از سال 1965 تا کنون و تنها طبق آمار احتمالی نه علمی، به این نتیجه رسیده اند که چشم روشن ها در زمینه های کسب جایزه های علمی و مسائل اکتشافی به نسبت بقیه موفق تر بوده اند. بطور مثال، مری کوری دو بار جایزه ی نوبل را ازآن خود کرد. وی تمام عمر خود را برای کشف ناشناخته ها و علوم جدید وقف کرد.
در سال 1998، کوپلن و همکارانش مطالعه ی وسیعی را بروی کودکان به خصوصی پیش دبستانی در زمینه رابطه ی رنگ چشم با چگونگی عادات، آگاهی و روابط اجتماعی انجام دادند. آنان دریافتند، عادات و روابط اجتماعی در پسر بچه ها ی چشم آبی، در مقایسه با رنگهای تیره بسیار متفاوت است و کاملا" می توان از روی رنگ عنیبه آنها به درونشان پی برد. درحالی که این موضوع در مورد دختران صحت نداشت.
نگاهی علمی
مطالعات اخیر نشان داده است که احتمالا" ژنی به نام "پاکس شش" نقش اساسی در رابطه ی بین شخصیت و رنگ چشم بر عهده دارد. این ژن با تأثیر و تعامل در بخش جلویی قشای مغز و آنزیم های آن مانند "ای سی سی (کنترل کننده عوامل و تنش های محیطی)" وظیفه ی تکامل چشم و اعصاب آن را که در اصل، عضوی از مغز محسوب می شود را به عهده دارد. از آنجاییکه "ای سی سی" در واکنش رفتاری و عوامل ادراکی مغز از جمله کنترل ذهن و تلقینات و ... تأثیر مستقیم دارد، بنابر این ژن "پاکس شش" را می توان به عنوان کامل کننده ی بافت های "عنبیه" و "ای سی سی" به حساب آورد.
بنا بر توضیحات علمی فوق، همچنین تحقیقات تکمیلی توسط لارسن ام و همکارانش در سال 2007، صحت رابطه ی همگون رنگ چشم و شخصیت افراد اثبات شده است. تغییرات ژن "پاکس شش" و متعاقبا" تنوع در حالات و رنگ عنبیه، به دنبال خود تفاوت های رفتاری اشخاص را در پی دارد. تحقیقات بعمل آمده بر آناتومی، حالات و رنگ دانه های چشم 428 دانشجو متفاوت از نظر رفتاری، حاکی از آن است که حالت، رنگ و تفاوت در دیگر اعضای چشم انسان، در عملکرد رفتاری وی و احساسات تأثیر مستقیم دارد.
البته تا به امروز مطالعات در این زمینه محدود بوده و جا دارد تا دانشمندان در مورد این مقوله ی مهم بیشتر به تحقیقات بپردازند تا راز دریچه ی چشم و آشکار سازی شخصیت درونی و حالات را نمایان تر کند.
امروز 23/10/88
امروز با بچه ها باز داشتیم بازی میکردیم.
چند تا بچه دبستانی هم باهامون بودن.
باهشون دعوامون شدو یه پسره گنده اومد حالمون رو گرفت.
ولی این دعوا یه خوبی که داشت معلوم شد کیا رفیق واقعی هستن و کیا نیستن.
تا باشه از این دعوا ها.
امروز 88/10/22
هییییییییییییییی.
امروز داشتیم با بچه ها تو کوچه فوتبال بازی میکردیم.
بعد از تموم شدن بازی همه گیر دادن به من و گفتن باید مهمونشون کنم.
میگن تو باید برامو ساندیس بخری.
منم که جز یه دسته کلید چیزی تو جیبم نیست.
ابا کلی دعوا برمیگردم خونمون.
اینا واقعآ چه رفقایی هستن؟
هیچ بویی از معرفت نبردن.
منو به خاطر پول میخوان.
از فردا بی خیالشون میشم.
به درک.هر چی که میخواد بشه،بشه.
اومدم خونه.
یکی میگه کفشاتو بزار تو جا کفشی و اون یکی یه چیز دیگه میگه.
هیچ کس از ته دل من با خبر نیست.
این چه دنیایی هستش.
واقعآ که.
چقدر سخته خودتو با دیگران یکی کنی.
چرا هیچ کس به فکر دیگری نیست؟
همه به فمر خودشونن.
هر روز بد تر از دیروز.
هییییییییییییییییی.
دیگه نمیتونم بنویسم.
اعصابم ریخته به هم.
امیدوارم شما مثل من نباشید.
فرق مامان و بابا(طنز)
- بله ؟
- من می خوام به دنیا بیام ...
- باشه .
- مامان
- بله ؟
- من شیر می خوام
- باشه
- مامان
- بله ؟
- من جیش دارم
- خب
- مامان
- بله ؟
- من سوپ خرچنگ می خوام
- چشم
- مامان
- بله ؟
- من ازون لباس خلبانیا می خوام
- باشه
- مامان
- بله؟
- من بوس می خوام
- قربونت بشم
- مامان
- جونم ؟
- من شوکولات آناناسی می خوام
- باشه
- مامان
- بله ؟
- من دوست می خوام
- خب
- مامان
- بله ؟
- من یه خط موبایل می خوام با گوشی سونی
- چشم
- مامان
- بله ؟
- من یه مهمونی باحال می خوام
- باشه عزیزم
- مامان
- بله ؟
- من زن می خوام
- باشه عزیز دلم
- مامان
- بله ؟
- من دیگه زن نمی خوام
- اوا ... باشه
- مامان
- .. بله
- من کوفته تبریزی می خوام
- چشم
- مامان
- بله ؟
- من بغل می خوام
- بیا عزیزم
- مامان
- بله ؟
- مامان
- بله
- مامان
- ... جونم ؟
- مامان حالت خوبه
- آره
- مامان ؟
- چی می خوای عزیزم
- تو رو می خوام .. خیلی
- ...
***
- بابا
- بله ؟
- من می خوام به دنیا بیام
- به من چه بچه .. به مامانت بگو
- بابا
- هان؟
- من شیر می خوام
- لا اله الا الله
- بابا
- چته ؟
- من ازون ماشین کوکی های قرمز می خوام
- آروم بگیر بچه
- بابا
- اههههه
- من پول می خوام
- چی ؟؟؟؟ !!!
- بابا
- هوم ؟
- منو می بری پارک ؟
- من ماشینمو نمی برم تو پارک تو رو ببرم ؟
- بابا
- هان ؟
- من زن می خوام
- ای بچه پررو .. دهنت بو شیر می ده هنوز
- بابا
- ....
- من جیش دارم
- پوففف
- بابا
- درد
- من زن نمی خوام
- به درک
- بابا
- بلا
- تقصیر تو بود که من به دنیا اومدم یا مامان
- تقصیر عمه ات
- بابا
- زهرمار
- من یه اتاق شخصی می خوام
- بشین بچه
- بابا
- مرض
- منو دوس داری
- ها ؟
- بابا
- ...
- بابا
- خررر پفففف
- بابا
- خفه
- بابا
- دیگه چته ؟
- من مامانمو می خوام
- از اول همینو بگو ... جونت در بیاد
تفاوتهای خانمها و آقایان در استفاده از sms و موبایل
- مردها موقع تماس با مردها ، پیغامهای كوتاهتر ، ولی در تماس با زنها پیامهای طولانی تری می فرستند.
- پیغامهای خانمها بهنگام تماس با خانمها، طولانی تر از پیامهایشان به آقایان است.
- پیغامهای خانمها به خانمها، اكثرا دارای یك شروع و یك پایان و مقدار زیادی سوژه و توضیحات بین آغاز و پایان و یك به اصطلاح گپ شیرین است و سپس با ارسال بوسه و بهترین آرزوها تمام میشه. اما پیامهای مردها به مردها معمولا بسیار كوتاه، بی احساس و فقط در باره یك موضوع/سوژه خاص است.
- پیغامهای خانمها به خانمها معمولا احساساتی، تشویق كننده، و حمایت كننده است. ولی پیامهای آقایان به یكدیگر معمولا حالتی نیمه خشن و تحقیر آمیز (البته غیرعمد) و بسیار رك و جنبه شخصی دارد. اما مردها بهنگام ارسال پیام به زنها تغییر شخصیت و تغییر لحن میدهند، ژست مودبانه گرفته و پیغامشان طولانی تر و پر محتواتر می شود.
- بسیاری از پیامهایی كه جنبه متلك دارند را مردها به زنها میفرستند ( كه البته خانمها هم اینها را به سایر خانمها میفرستند (فوروارد می كنند) كه بگویند ببین این یارو ایندفعه چی برام فرستاده!). در حالیكه اكثر فحش ها و جوكهای بد را مردها برای مردها میفرستند.
- جالب اینكه بسیاری از مردم ، وقتی موبایلشون زنگ میزنه یا sms میگیرند، اگر در حضور یك خانم هستند زود بهش جواب میدهند ولی وقتی یك مرد در كنارشون است بعدا بهش جواب میدهند.
- بیشتر ارتباط مردها با مردها با موبایل و sms است اما خانمها ترجیح میدهند كه بیشتر : از نزدیك و رو در رو با همجنسهایشان صحبت كنند.
- خانمها (بیشتر از آقایان) ترجیح میدهند كه حرفها یا پیامهای مثبت و تشویق آمیز بكار ببرند.
- اكثر مردم از شنیدن زنگ تلفن (رینگ تون) های شلوغ و ناهنجار و پر سرو صدا بیزارند و رینگهای آرام و دلنواز را ترجیح میدهند......
به ازای هر کلیک شما یک کودک گرسنه غدا می خورد
سازمان ملل حرکت جدیدی را برای کمک به کودکان فقیر و گرسنه جهان شروع کرده است که بر اساس آن به ازای هرکلیک روی یک سایت معرفی شده، به یک کودک گرسنه در جهان غذای رایگان می*رسد
در این برنامه ، کاربران با مراجعه به سایت اینترنتی http://thehungersite.com روی دکمه زرد رنگ بالای صفحه کلیک کرده و به این ترتیب به ازای هرکلیک، کمپانیهای اسپانسر هزینه یک وعده غذای رایگان را برای کودکان تقبلمی کنند.
این سیستم بر اساس اینکه شما مدتی را در سایت آن اسپانسر ها بوده اید و از سایت آنها دیدن کرده اید کار می کند.
در دنیای تکنولوژی و بیرحم امروزی شاید یک کلیک تنها کاریست که ما می توانیم برای کمک به کودکان معصوم وگرسنه سرتاسر دنیا انجام دهیم.
نامه عمر به یزد گزد سوم ساسانی و پاسخ یزد گرد به آن
ایران ما - آنچه برای آگاهی هم وطننان ارجمند ایرانی در ذیل می آید متن ترجمه نامه عمر خلیفه دوم به یزدگرد سوم ساسانی و پاسخ یزدگرد به عمر می باشد. نسخه اصلی این نامه ها در موزه لندن نگهداری می شود. زمان نگاشته شدن این نامه ها مربوط می شود به پس از جنگ قادسیه و پیش از جنگ نهاوند که حدوداً چهار ماه به طول انجامید .
از عمر بن الخطاب خلیفه مسلمین به یزدگرد سوم شاهنشاه پارس
یزدگرد، من آینده روشنی برای تو و ملت تو نمی بینم مگر اینکه پیشنهاد مرا بپذیری و با من بیعت کنی. تو سابقا بر نصف جهان حکم می راندی ولی اکنون که سپاهیان تو در خطوط مقدم شکست خورده اند و ملت تو در حال فروپاشی است. من به تو راهی را پیشنهاد می کنم تا جانت را نجات دهی.
شروع کن به پرستش خدای واحد، به یکتا پرستی، به عبادت خدای یکتا که همه چیزرا او آفریده. ما برای تو و برای تمام جهان پیام او را آورده ایم، او که خدای راستین است.
از پرستش آتش دست بردار و به ملت خود فرمان بده که آنها نیز از پرستش آتش که خطاست دست بکشند، بما بپیوند الله اکبر را پرستش کن که خدای راستین است و خالق جهان.
الله را عبادت کن و اسلام را بعنوان راه رستگاری بپذیر. به راه کفر آمیز خود پایان بده و اسلام بیاور و الله اکبر را منجی خود بدان.
با این کار زندگی خودت را نجات بده و صلح را برای پارسیان بدست آر. اگر بهترین انتخاب را می خواهی برای عجم ها ( لقبی که عربها به پارسیان می دادند بعمنی کودن و لال) انجام دهی با من بیعت کن.
الله اکبر
خلیفه مسلمین
عمربن الخطاب
پاسخ یزد گرد :
از شاه شاهان، شاه پارس، شاه سرزمینهای پرشمار، شاه آریایی ها و غیر آریایی ها، شاه پارسیان و نژادهای دیگر از جمله عربها، شاه فرمانروایی پارس، یزدگرد سوم ساسانی به عمربن الخطاب خلیفه تازیان ( لقبی که پارسیان به عربها می دهند به معنی سگ شکاری )
به نام اهورا مزدا آفریننده زندگی و خرد
تو در نامه ات نوشته ای می خواهی ما را به راه راست هدایت کنی، به راه خدای راستینت، الله اکبر، بدون اینکه هیچگونه آگاهی داشته باشی که ما که هستیم و چه را می پرستیم.
این بسیار شگفت انگیز است که تو لقب فرمانروای عربها را برای خودت غصب کرده ای آگاهی و دانش تو نسبت به امور دنیا به همان اندازه عربهای پست و مزخرف گو و سرگردان در بیابانهای عربستان و انسانهای عقب مانده بیابان گرد است.
مردک، تو به من پیشنهاد می کنی که خداوند یکتا را بپرستم در حالیکه نمی دانی هزاران سال است که ایرانیان خداوند یکتا را می پرستند و روزی پنج بار به درگاه او نماز می خوانند. هزاران سال است که در ایران، سرزمین فرهنگ و هنر این رویه زندگی روزمره ماست.
زمانیکه ما داشتیم مهربانی و کردار نیک را در جهان می پروراندیم و پرچم پندار نیک، گفتار نیک، کردار نیک را در دستهایمان به اهتزاز درمی آوردیم تو و پدران تو داشتند سوسمار میخوردند و دخترانتان را زنده بگور می کردید.
شما تازیان که دم از الله می زنید برای آفریده های خدا هیچ ارزشی قائل نیستید ، شما فرزندان خدا را گردن می زنید، اسرای جنگی را می کشید، به زنها تجاوز می کنید، دختران خود را زنده به گور می کنید، به کاروانها شبیخون می زنید، دسته دسته مردم را می کشید، زنان مردم را میدزدید و اموال آنها را سرقت می کنید. قلب شما از سنگ ساخته شده است. ما تمام این اعمال شیطانی را که شما انجام می دهید محکوم می کنیم. حال با اینهمه اعمال قبیح که انجام می دهید چگونه می خواهید به ما درس خداشناسی بدهید؟
تو بمن می گویی از پرستش آتش دست بردارم، ما ایرانیان عشق به خالق و قدرت خلقت او را در نور خورشید و گرمی آتش می بینیم. نور و گرمای خورشید و آتش ما را قادر می سازد که نور حقیقت را ببینیم و قلبهایمان برای نزدیکی به خالق و به همنوع گرم شود. این بما کمک می کند تا با همدیگر مهربانتر باشیم و این نور اهورایی را در اعماق قلبمان روشن می سازد.
خدای ما اهورا مزداست و این بسیار شگفت انگیز است که شما تازه او را کشف کرده اید و نام الله را بر روی آن گذارده اید. اما ما و شما در یک سطح و مرتبه نیستیم، ما به همنوع کمک می کنیم ، ما عشق را در میان آدمیان قسمت می کنیم، ما پندار نیک را در بین انسانها ترویج می کنیم، ما هزاران سال است که فرهنگ پیش رفته خود را با احترام به فرهنگ های دیگر بر روی زمین می گسترانیم ، در حالیکه شما به نام الله به سرزمینهای دیگر حمله می کنید، مردم را دسته دسته قتل عام می کنید، قحطی به ارمغان می آورید و ترس و تهی دستی به راه می اندازید، شما اعمال شیطانی را به نام الله انجام می دهید. چه کسی مسئول اینهمه فاجعه است؟
آیا الله به شما دستور داده قتل کنید، غارت کنید و ویران کنید؟
یا اینکه پیروان الله به نام او این کارها را انجام می دهند؟ و یا هردو؟
شما می خواهید عشق به خدا را با نظامی گری و قدرت شمشیر هایتان به مردم یاد بدهید. شما بیابان گردهای وحشی می خواهید به ملت متمدنی مثل ما درس خداشناسی بدهید. ما هزاران سال فرهنگ و تمدن در پشت سر خود داریم، تو بجز نظامی گری، وحشی گری، قتل و جنایت چه چیزی را به ارتش عربها یاد داده ای؟ چه دانش و علمی را به مسلمانان یاد داده ای که حالا اصرار داری به غیر مسلمانان نیز یاد بدهی؟ چه دانش و فرهنگی را از الله ات آموخته ای که اکنون می خواهی به زور به دیگران هم بیاموزی؟
افسوس و ای افسوس ... که ارتش پارسیان ما از ارتش شما شکست خورد و حالا مردم ما مجبورند همان خدای خودشان را این بار با نام الله پرستش کنند و همان پنج بار نماز را بخوانند ولی اینکار با زور شمشیر باید عربی نماز بخوانند چون گویا الله شما فقط عربی می فهمد.
من پیشنهاد می کنم که تو و همدستانت به همان بیابانهایی که سابقا عادت داشتید در آن زندگی کنید برگردید. آنها را برگردان به همان جایی که عادت داشتید جلوی آفتاب از گرما بسوزند، به همان زندگی قبیله ای ، به همان سوسمار خوردن ها و شیر شتر نوشیدنها.
من تو را نهی نمی کنم از اینکه این دسته های دزد را ( ارتش تازیان) در سرزمین آباد ما رها کنی ، در شهر های متمدن ما و در میان ملت پاکیزه ما.
این چهار پایان سنگدل را آزاد مگذار تا مردم ما را قتل عام کنند، زنان و فرزندان ما را بربایند، به زنهای ما تجاوز کنند و دخترانمان را به کنیزی به مکه بفرستند. نگذار این جنایات را به نام الله انجام دهند، به این کارهای جنایتکارانه پایان بده.آریایها بخشنده، خونگرم و مهمان نوازند، انسانهای پاک به هر کجا که بروند تخم دوستی، عشق ، آگاهی و حقیقت را خواهند کاشت بنابراین آنها تو و مردم تو را بخاطر این کارهای جنایتکارانه مجازات نخواهند کرد.
من از تو می خواهم که با الله اکبرت در همان بیابانهای عربستان بمانی و به شهرهای آباد و متمدن ما نزدیک نشوی ، بخاطر عقاید ترسناکت و بخاطر خوی وحشی گریت.
یزدگرد سوم ساسانی
شروع دوباره
میخوام دیگه به طور واقعی شروع به کار تو وبلاگ کنم.
آماداه باشین.میخاوم بهش رونق بدم.
انشاء ا... خود خدا کمکم کنه.
درس زندگی
آ*موخته ام ...... وقتی كه عاشق هستید عشق شما در ظاهر نیز نمایان می شود.
آموخته ام ...... تنها كسی كه مرا در زندگی شاد می كند كسی است كه به من می گوید : تومرا . شاد كردی .
آموخته ام ...... داشتن كودكی كه در آغوش شما به خواب رفته زیباترین حسی است كه در دنیا وجود دارد .
آموخته ام ...... كه هرگز نباید به هدیه ای از طرف كودكی ( نه ) گفت .
آموخته ام ...... كه همیشه برای كسی كه به هیچ عنوان قادر به كمك كردنش نیستم دعا كنم .
آموخته ام ...... كه مهم نیست كه زندگی تا چه حد از شما جدی بودن را انتظار دارد ،* همه ما احتیاج به دوستی داریم كه لحظه ای با وی به دور از جدی بودن باشیم .
آموخته ام ...... كه زندگی مثل یك دستمال لوله ای است هر چه به انتهایش نزدیكتر می شویم سریعتر حركت می كند .
آموخته ام ...... كه پول شخصیت نمی خرد .
آموخته ام ...... كه تنها اتفاقات كوچك روزانه است كه زندگی را تماشایی می كند
آموخته ام ...... كه چشم پوشی از حقایق آنها را تغییر نمی دهد .
آموخته ام ...... كه این عشق است كه زخمها را شفا می دهد نه زمان .
آموخته ام ...... كه وقتی با كسی روبرو می شویم انتظار لبخندی از سوی ما را دارد .
آموخته ام ...... كه هیچ كس در نظر ما كامل نیست تا زمانی كه عاشق بشویم.
آموخته ام ...... كه زندگی دشوار است اما من از او سخت ترم .
آموخته ام ...... كه فرصتها هیچگاه از بین نمی روند ،* بلكه شخص دیگری فرصت از دست داده ما را تصاحب خواهد كرد.
آموخته ام ...... كه لبخند ارزانترین راهی است كه می شود با آن نگاه را وسعت داد.
آموخته ام ...... كه نمی توانم احساسم را انتخاب كنم اما می توانم نحوه بر خورد با آنرا انتخاب كنم.
آموخته ام ...... كه همه می خواهند روی قله كوه زندگی كنند ، اما تمام شادی ها و پیشرفتها وقتی رخ می دهد كه در حال بالا رفتن از كوه هستید .
آموخته ام ...... بهترین موقعیت برای نصیحت در دو زمان است : وقتی كه از شما خواسته می شود ،* و زمانی كه درس زندگی دادن فرا می رسد .
آموخته ام ...... كه گاهی تمام چیزهایی كه یك نفر می خواهد فقط دستی است برای گرفتن دست اوست و قلبی است برای فهمیدن وی .
دو تا دانه توی خاک حاصلخیز بهاری
دانه دومی گفت : " من می ترسم . اگر من ریشه هایم را به دل خاک سیاه فرو کنم ، نمی دانم که در آن تاریکی با چه چیزهایی روبرو خواهم شد . اگر از میان خاک سفت بالای سرم را نگاه کنم ، امکان دارد شاخه های لطیفم آسیب ببینند ... چه خواهم کرد اگر شکوفه هایم باز شوند و ماری قصد خوردن آن ها را کند ؟ تازه ، اگر قرار باشد شکوفه هایم به گل نشینند ، احتمال دارد بچه کوچکی مرا از ریشه بیرون بکشد . نه ، همان بهتر که منتظر بمانم تا فرصت بهتری نصیبم شود . و بدین ترتیب دانه منتظر ماند .
مرغ خانگی که برای یافتن غذا مشغول کندوکاو زمین در اوائل بهار بود دانه را دید و در یک چشم برهم زدن قورتش داد .
تو هم جزو این ها هستی؟
تو هم جزو این ها هستی؟
بعضیها شعرشان سپید است، دلشان سیاه،
بعضیها شعرشان کهنه است، فکرشان نو،
بعضیها شعرشان نو است، فکرشان کهنه،
بعضیها یک عمر زندگی میکنند برای رسیدن به زندگی،
بعضیها زمینها را از خدا مجانی میگیرند و به بندگان خدا گران میفروشند.
بعضیها حمال کتابند،
بعضیها بقال کتابند،
بعضیها انباردارکتابند،
بعضیها کلکسیونر کتابند
بعضیها قیمتشان به لباسشان است، بعضی به کیفشان و بعضی به کارشان،
بعضیها اصلا قیمتی ندارند،
بعضیها به درد آلبوم میخورند،
بعضیها را باید قاب گرفت،
بعضیها را باید بایگانی کرد،
بعضیها را باید به آب انداخت،
بعضیها هزار لایه دارند
بعضیها ارزششان به حساب بانکیشان است،
بعضیها همرنگ جماعت میشوند ولی همفکر جماعت نه،
بعضیها را همیشه در بانکها میبینی یا در بنگاهها.
بعضیها در حسرت پول همیشه مریضند،
بعضیها برای حفظ پول همیشه بیخوابند،
بعضیها برای دیدن پول همیشه میخوابند،
بعضیها برای پول همه کاره میشوند.
بعضیها نان نامشان را میخورند،
بعضیها نان جوانیشان را میخورند،
بعضیها نان موی سفیدشان را میخورند،
بعضیها نان پدرانشان را میخورند،
بعضیها نان خشک و خالی میخورند،
بعضیها اصلا نان نمیخورند،
بعضیها با گلها صحبت میکنند،
بعضیها با ستارهها رابطه دارند.
بعضی ها صدای آب را ترجمه میکنند.
بعضی ها صدای ملائک را میشنوند.
بعضی ها صدای دل خود را هم نمیشنوند.
بعضی ها حتی زحمت فکرکردن را به خود نمیدهند.
بعضی ها در تلاشند که بیتفاوت باشند.
بعضی ها فکر میکنند چون صدایشان از بقیه بلندتر است، حق با آنهاست.
بعضی ها فکر میکنند وقتی بلندتر حرف بزنند، حق با آنهاست.
بعضی ها برای سیگار کشیدنشان همه جا را ملک خصوصی خود میدانند.
بعضی ها فکر میکنند پول مغز میآورد و بی پولی بی مغزی.
بعضی ها برای رسیدن به زندگی راحت، عمری زجر میکشند.
بعضی ها ابتذال را با روشنفکری اشتباه میگیرند.
بعضی از شاعران برای ماندگار شدن چه زجرها که نمیکشند.
بعضی ها یک درجه تند زندگی میکنند، بعضیها یک درجه کند.
هیچکس بیدرجه نیست.
بعضی ها حتی در تابستان هم سرما میخورند.
بعضی ها در تمام زندگیشان نقش بازی میکنند.
بعضی از آدمها فاصله پیوندشان مانند پل است، بعضی مانند طناب و بعضی مانند نخ.
بعضی ها دنیایشان به اندازه یک محله است، بعضی به اندازه یک شهر،
بعضی به اندازه کرة زمین و بعضی به وسعت کل هستی.
بعضی ها به پز میگویند پرستیژ
بعضی ها خیلی جورهای مختلف هستند.
شما چطور؟ آیا شما هم از این بعضی ها هستید ؟؟؟
خنده داره یا گریه..........!!!!
چقدر خنده داره که یک ساعت عبادت به درگاه الهی دیر و طاقت فرسا میگذره ولی 60 دقیقه بازی یک تیم فوتبال مثل باد می گذره!
چقدر خنده داره که 100 هزار تومان کمک در راه خدا مبلغ بسیار هنگفتیه اما وقتی که با همون مقدار پول به خرید می ریم کم به چشم میاد!
چقدر خنده داره که یه ساعت عبادت طولانی به نظر میاد اما یه ساعت فیلم دیدن به سرعت میگذره!
چقدر خنده داره که وقتی می خوایم عبادت و دعا کنیم هر چی فکر می کنیم چیزی به فکرمون نمی یاد تا بگیم اما وقتی که می خوایم با دوستمون حرف بزنیم هیچ مشکلی نداریم!
چقدر خنده داره که وقتی مسابقه ورزشی تیم محبوبمان به وقت اضافه می کشه لذت می بریم و از هیجان تو پوست خودمون نمی گنجیم اما وقتی که مراسم دعا و نیایش طولانی تر از حدش می شه شکایت می کنیم و آزرده خاطر می شیم!
چقدر خنده داره که خوندن یه صفحه دعا سخته اما خوندن 100 صفحه از پرفروشترین کتاب رمان دنیا آسونه!
چقدر خنده داره که سعی میکنیم ردیف جلو صندلی های یک کنسرت یا مسابقه رو رزو کنیم اما به آخرین ردیف یک مکان مذهبی تمایل داریم!
چقدر خنده داره که برای عبادت و نیایش هیچ وقت زمان کافی در برنامه روزمره خود پیدا نمی کنیم اما برای بقیه برنامه ها رو سعی می کنیم تو آخرین لحظه هم که شده انجام بدیم!
چقدر خنده داره که شایعات روز نامه ها رو به راحتی باور می کنیم اما معجزات الهی رو به سختی باور می کنیم!
چقدر خنده داره که همه مردم می خوان بدون اینکه به چیزی اعتقاد پیدا کنند و یا کاری در راه خدا انجام بدن به بهشت برن!
چقدر خنده داره که وقتی جوکی رو از طریق پیام کوتاه و یا ایمیل به دیگران ارسال می کنید به سرعت آتشی که در جنگلی انداخته شود همه جا را فرا می گیرد اما وقتی که سخن و پیام الهی رو می شنوید دو برابر در مورد گفتن و یا نگفتن اون فکر می کنید!
خنده داره. اینطور نیست؟!
دارید می خندید؟
دارید فکر می کنید؟
این حرفارو به گوش بقیه هم برسونید و از خداوند سپاس گذار باشید که او خدای مهربان و دوست داشتنی است.
پی نوشت : آیا این خنده دار نیست که وقتی که می خواید این حرفارو به بقیه بزنید خیلی ها رو از لیست پاک می کنید بخاطر اینکه شک دارید که اونها به چیزی اعتقاد دارند ؟!!!
خنده داره؟ . . .
آخرین کلمات افراد مختلف
آخرین كلمات یك الكتریسین: خوب حالا روشنش كن.
آخرین كلمات یك انسان عصر حجر: فكر میكنی توی این غار چیه؟
آخرین كلمات یك بندباز: نمیدونم چرا چشمام سیاهی میره...
آخرین كلمات یك بیمار: مطمئنید كه این آمپول بیخطره؟
آخرین كلمات یك پزشك : راستش تشخیص اولیهام صحیح نبود. بیماریتون لاعلاجه...
آخرین كلمات یك پلیس: شیش بار شلیك كرده، دیگه گلوله نداره...
آخرین كلمات یك پیشخدمت رستوران: باب میلتون بود؟
آخرین كلمات یك جلاد: ای بابا، باز تیغهء گیوتین گیر كرد...
آخرین كلمات یك جهانگرد در آمازون: این نوع مار رو میشناسم، سمی نیست...
آخرین كلمات یك چترباز: پس چترم كو؟
آخرین كلمات یك خبرنگار: بله، سیل داره به طرفمون میاد...
آخرین كلمات یك خلبان: ببینم چرخها باز شدند یا نه؟
آخرین كلمات یك خونآشام: نه بابا خورشید یه ساعت دیگه طلوع میكنه!
آخرین كلمات یك داور فوتبال: نخیر آفساید نبود!
آخرین كلمات یك دربان: مگه از روی نعش من رد بشی...
آخرین كلمات یك دوچرخهسوار: نخیر تقدم با منه!
آخرین كلمات یك دیوانه: من یه پرندهام!
آخرین كلمات یك سرنشین اتوموبیل: برو سمت راست راه بازه...
آخرین كلمات یك شكارچی: مامانت كجاست كوچولو؟.
آخرین كلمات یك غواص: نه این طرفها كوسه وجود نداره...
آخرین كلمات یك فضانورد: برای یك ربع دیگه هوا دارم...
آخرین كلمات یك قصاب: اون چاقو بزرگه رو بنداز ببینم...
آخرین كلمات یك قهرمان: كمك نمیخوام، همهاش سه نفرند...
آخرین كلمات یك قهرمان اتوموبیلرانی : پس مكانیكه میدونه كه با ...
آخرین كلمات یك كارآگاه خصوصی: قضیه روشنه، قاتل شما هستید!
آخرین كلمات یك كامپیوتر: هارددیسك پاك شده است...
آخرین كلمات یك كوهنورد: سر طناب رو محكم بگیری ها...
آخرین كلمات یك گروگان: من كه میدونم تو عرضهء شلیك كردن نداری...
آخرین كلمات یك گیتاریست: یه خرده ولوم بده....
آخرین كلمات یك مادر: بالأخره سیدیهات رو مرتب كردم...
آخرین كلمات یك متخصص آزمایشگاه: این آزمایش كاملاً بیخطره...
آخرین كلمات یك متخصص خنثی كردن بمب : این سیم آخری رو كه قطع كنم تمومه...
آخرین كلمات یك متخصص كامپیوتر: معلومه كه ازش بكآپ گرفتم!
آخرین كلمات یك معلم رانندگی: نگه دار! چراغ قرمزه!
آخرین كلمات یك ملوان: من چه میدونستم كه باید شنا بلد باشم؟
آخرین كلمات یك ملوان زیردریایی: من عادت ندارم با پنجرهء بسته بخوابم...
آخرین كلمات یك نارنجكانداز : گفتی تا چند بشمرم؟
تبلیغات